صفحه نخست بیوگرافی فهرست آثار مقالات نقدها وگفتگوها گالری عکس تماس English

 

شبهای تجربه نشر ثالث
     دردومین شب ازشبهای ـ تجربه ـ نشرثالث ، محمد محمدعلی داستان نویس معاصر میهمان ویژه این مراسم بود.ازویژگی های نویسندگی محمدعلی سهل وممتنع بودن زبان او، رعایت صرف ونحو جمله ها به پشتوانه متون کهن، توجه به قشر محروم، داشتن یک ایدئولوژی واحد است. اولین شب با حضور علی اشرف درویشیان برگزارشد وبه خاطره گویی و رونق بخشی به ادبیات شفاهی پرداخته شد.     درابتدای دومین جلسه شبهای تجربه آقای محمدحسینی درابتدای مراسم با معرفی محمد محمدعلی چنین آغاز کرد: محمد محمدعلی درسال 1327 درتهران و درخانواده ای پرجمعیت متولد شد. تشویقهای مادر ودیوان حافظی که همیشه می خواند ومعلمانی چون علی اکبر اکبری ومحمود سنایی(شهرآشوب ترانه سرا دررادیو ایران)، او را به کتاب و نویسندگی علاقه مند کرد. کسب رتبه اول منطقه درمسابقه داستان نویسی انجمن ایران ـ امریکا درسن 15 سالگی، تهیه وتنظیم سالنامه مروی درسالهای دبیرستان، دریافت جایزه ازوزیروقت آموزش وپرورش نقطه عطف هایی درجهت خودباوری های محمدعلی جوان تا رسیدن به جایگاه یکی ازبرجسته ترین نویسندگان حال حاضر ایران است.

 

 بزرگترین خصوصیت نوشته های محمدعلی، انعکاس شخصیت هایی است که اوبرمی گزیند، او شگردهای بسیار به کارمی برد تا شخصیت های ملموس بسازد، وضعیتی پدید می آورد که مخاطب را وا می دارد تا به جزئیات داستان توجه کنند و همراه با شخصیت های داستان زندگی را به نظاره بنشینند. محمدعلی درداستانهایش نشان می دهد که انسانها بویژه درفضاهای شهری به سادگی درگیر ماجراهایی ناخواسته می شوند وآنگاه نیمی خود ونیمی تعیین شده شرایط، رفتار می کنند، مسخ می شوند و چون کابوسی خود وهستی خود را درتزلزل می یابند. تکنیک درآثار محمدعلی درلایه های زیرین داستان جوانه دارد. نویسنده به خواننده مجال می دهد که با ماجرا همراه شود، ازمتنی که می خواند لذت برد و ژرفتر وعمیق تر بیندیشد. نخستین مجموعه داستان محمد علی در سال 54 همزمان با استخدام نویسنده درسازمان بازنشستگی منتشر می شود. آشنایی با زندگی کارمندان و روشنفکران درزندگی او مشهود است. شمس آل احمد ناشر دومین مجموعه داستان محمدعلی با عنوان ازمابهتران است. مجموعه ای که سردرگمی همه مردم را درفضایی پررمز وراز به تصویر می کشد. محمدعلی در سال 56 به عضویت کانون نویسندگان درمی آید و برای 17 سال مسئولیت امورمالی را برعهده می گیرد. سردبیری فصلنامه برج در سالهای 59 و 61 ، انتشار ویژه نامه ادبی و هنری به نام مس، همکاری مستمر با مجله های آدینه ، کارنامه ازجمله فعالیتهای مطبوعاتی محمدعلی است. وی درجلسات ادبی سالهای اخیر حضورفعال داشته است ازجمله جلسات داستان نویسان پنج شنبه با حضور هوشنگ گلشیری و دیگران و جلسات شعرخوانی سه شنبه با حضور جواد مجابی و دیگران ازموفق ترین این جلسات است . مجموعه داستانازما بهتران،و دو رماننقش پنهان،باورهای خیس مرده ازجمله آثار این نویسنده است. او درادامه می افزاید: شهرت ومحبوبیت محمدعلی دلایل متعددی ازجمله کتابهای اوو دانش و منش ورفتارانسانی و حمایت ایشان از نویسندگان جوان دارد.     پس ازسخنان محمدحسینی محمد محمدعلی با سلام ودرود به همه حاضرین صحبت خود را این چنین بیان کرد که من اولین جلسه این مراسم را که به همت محمد حسینی برگزار شده بود و دعوت ازدرویشیان بود را به خوبی به یاد دارم، درویشیان برای فرهنگ و ادب ایران زحمت فراوان کشیده است، و امیدوارم امشب نیز مثل آن جلسه اول شب خوبی برای همه باشد. همین ادبیات شفاهی و خاطره ها ازدوران گذشته است که درذهن همه ما می ماند . ظاهرا دربیرون ازاینجا و خارج ازکشور روی بعضی نکات ریززندگی هنرمندان دقت بیشتری دارند و وقت بیشتری می گذارند وبرای این بخش ازادبیات وادبیات شفاهی اهمیت زیادی قائل هستند واین کار خیلی پسندیده است و درست این است که کشورما نیز راه وروشهای پسندیده را مدنظرقرارداده و ناشرانی تشویق به تدوین ادبیات شفاهی شوند. ودرگذشته که درکشور ما به دلیل نگاه (سوء تفاهم نشود) حزبی که به ادبیات داشتیم و آن تلقی غلیظ فراوانی که از تعهد اجتماعی داشتیم نمی گذاشت این قسمت ازکار نمود پیدا کند . یعنی ما به خاطرات هنرمندان، نقاشها ، نویسندگان، شاعران و کارگردانها اهمیت نمی دادیم درحالی که بسیار مهم است، اینها درواقع بعد می بخشد و پرسپکتیو آدمها را کامل می کنند و ما متوجه می شویم که او چرا درآن مقطع زمانی، آن تصمیم را گرفت. چطورشد که دریک خانواده ای نیما، نیما شده؛ هدایت، هدایت شده و یا شاملو، شاملو شده است؟ چرا وچه اتفاقی دست به هم داده وما یک چنین بزرگانی داریم ؟ وی درادامه صحبتهایش به کتابهایش اشاره کرد وگفت: اکنون کتاب ازما بهتران برای چاپ هفتم می رود درحالی که امسال ، درست 30 سال ازچاپ اول آن می گذرد وعلی دهباشی ناظر چاپ آن در30 سال پیش بوده است . کتاب دیگر، قصه تهمینه است. قصه تهمینه در نشر افق دو چاپ خورد و برای بار سوم نیازدیدم که با یک ویراستاری به بازار عرضه کنم. قصه تهمینه خودش یک معضل دیگری بود که پس ازنوشتن من تعجیل درچاپ کتاب کردم و یک بخش از کتاب ماند وناگزیر شدم به رغم دوچاپ با ناشرقبلی توافق کنم وروی آن کارکنم ومجددا چاپ شود. البته درمورد رمان کمتراتفاق می افتد ولی من این کاررا کردم و البته اعتقادم این است که تاخودم هستم و صاحب اختیارش هستم می توانم درآن تغییر دهم واین کار را می کنم. کتاب دیگرکه مشغول آن هستم، کتاب شاملویی که من می شناختم است. من گفتگویی درسال 66-65 با احمد شاملو، محمود دولت آبادی و اخوان ثالث انجام دادم. آن دو گفتگو سرنوشت دیگری پیدا کردند وشاملو درواقع پای خودش وزندگی خودش را به امروز من هم کشید و نتوانستم ازاین گفتگو صرف نظر کنم؛ حال به دلیل خود شخصیت شاملو و یا به دلیل میزان علاقه مندی من به ایشان وبه هزارویک دلیل دیگر. من دوسه مقاله نوشتم و درسالمرگ او چاپ کردم . آن مصاحبه با شاملو درزمان خودش خیلی سروصدا کرد،آن جمله من اینجایی هستم، چراغم دراین خانه می سوزد ابعاد جهانی پیدا کرد ازآن موقع باعث بحث وگفتگوهای زیادی درداخل و خارج ازکشور شد. مسعود خیام داستان نویس درکتابش نوشته بود که محمدعلی با این گفتگو زندگی شاملو را ازاین رو به آن رو کرد. یعنی درواقع این حرفش هم وجه مثبت دارد و هم اندکی تا قسمتی وجه منفی که شاملو می خواسته خارج ازکشوربرود اما محمدعلی نگذاشته برود یعنی او شاملو را اسیر این جمله کرده درحالیکه کسانی که با شاملو آشنا هستند می دانند که چنین چیزی می تواند ازمشغله های شاملو باشد.     درادامه مراسم علیرضا سیف الدینی، یکی ازبرجستگان ترجمه آثارترک، درمورد آثار محمدعلی گفت: محمدعلی ازداستان کوتاه شروع کرد ، بعد مجموعه دره هندآباد گرگ داره، بعد ازما بهتران و بعدبه بازنشستگی رسید البته این ذهنیت است که نویسنده ها حتما باید برای نوشتن ازداستان کوتاه شروع کنند. بیشتر نویسنده ها از داستان کوتاه شروع کردند البته وبه ندرت دربین آنها نویسنده هایی هستند که داستان کوتاه به صورت مجموعه نداشتند . چیزی که تقریبا درهمه آثار محمدعلی است توجه به قشرمحروم است ولی توجه محمدعلی به قشرمحروم مثل توجه بعضی نویسنده ها به قشرمحروم نیست. به این علت که تقریبا تمام راوی هایی که درقصه های محمدعلی وجود دارد حالا چه درداستان کوتاه چه دررمان، راوی های مرددی هستند، راوی هایی که خودشان هم درطول قصه، قصه کوتاه ورمان یک چیزهایی را تجربه می کنند و به نظرشان وبه دنیایشان قطعیت نمی دهند. یعنی یک چیزی از پیش تعیین شده مثل بعضی نویسنده های دیگر درکارهایش نیست. اوج این روش ساختاری به رمان نقش پنهان می رسد واتفاقا دررمان باورهای خیس مرده همین را احساس می کنیم که این متون دراثر پژوهش به وجود آمده و تا کسی مطالعه جانبی نکند نمی تواند چنین بنویسد وتا اینکه به آدم وحوا می رسد. به علت توجه به قشرمحروم و راوی مردد داشتن و دورشدن از شعاری نوشتن که دراین مملکت کاردشواری است، راوی ها بودند وهستند که یک تفکر دیگرویک ایدئولوژی دیگر وآن جانبداری ازقشرمحروم را به صورت ایدئولوژی واحدی که درتمامی کارها دنبال شود وجود نداشته است و من این را امتیاز نوشته محمدعلی می دانم. محمدعلی به دنبال جلب توجه زورگذرنیست بلکه به دنبال یک ارتباط منطقی با مخاطب است وازطرفی  محمدعلی یک انسانی است که معتقد به ارتباط و تفکر دموکراتیک است.    سپس علی دهباشی، مدیرمسئول وسردبیر مجله بخارا، ضمن اشاره به آشنایی خود با محمدعلی درسالهای دور گفت: یکی از جریان های جوانترآن روزگار ماها بودیم وبیشتر به جنبه های ادبی اثرتوجه داشتیم. 30 سال پیش قرارداد چاپ کتاب ازمابهتران درساختمانی قبل ازایرانشهر، روبروی انتشارات گویای کنونی درطبقه سوم بسته شد. جلسه ای که با حضوردکترساعدی ، اسلام کاظمیه و شمس آل احمد(برادرجلال) تشکیل شد تصمیم گرفته می شود که ده قصه و رمان و ده مجموعه شعر ازشاعران معاصر منتشرکنند ، پیشنهاد دکترساعدی کتاب منوچهرصفا، پیشنهاد اسلام کاظمیه کتاب محمدعلی بود. این مجموعه با روی جلدی واحد که زنده نام رضا مافی طراحی کرده بود و آرمی که مهندس شعیبی کشیده بود با خط نستعلیق منتشر شد. ازمیان آن گروه نویسندگان، محمد محمدعلی ازهمه خوش سیماتر ودلپذیرتر و خلاصه ماندگارتر  بودند و این لبخند، بسیار گسترده تر وعمیقتر درآن سالها بود وعلیرغم مسائلی که در این 30 سال برایشان وارد شده، آن لبخند ویژه محمدعلی ازچهره اش زدوده نشده است و عشق به زندگی و جوشش درونی باعث شده که ایشان آن مشکلات را پشت سرگذاشته اگرچه اثرات خود را داشته وامیدواریم که سالها ودهه های دیگر نیز این لبخند را ببینیم . چند نکته ای که باید ذکرکنم یکی مسئله اخلاق و سلوک ایشان است. امروزه درواقع پایبندی به اخلاق یک مسئله کهنه ای که اگر ازآن یاد می شود ولی اصلا توجه نمی شود و دوست ما عمیقا و واقعا به این موارد درعرصه مناسبات دوستی و روشنفکری ونویسندگی اش پایبند است. احترامی که عمیقا به آراء وعقاید دیگران داشتند واین احترام ازباب مصلحت نبوده وبرای همین ایشان دوستانی ازطیفهای گوناگون فکری و روشنفکری دارند . این خصیصه ایشان است پایبندی به رفاقت و دوستی ودوستان خاطرات زیادی دارند و همیشه روی دوستی ایشان می شود حساب کرد ویک نمونه ای ازفتوت وجوانمردی خوبان قدیم ما درایشان بود وهست. نکته دیگردرارتباط با ایشان این که  ازابتدای نوشتن توجه به سرچشمه های زبان فارسی داشتند ودارند. با هوش وذکاوتی که دارند پی بردند که خواندن متون کلاسیک و آشنایی با اینها یکی ازکلیدهای اصلی کارنوشتن است. یکی ازمعضلات اصلی کار نویسندگان معاصر وبخصوص دراین سالهای اخیر نثرفارسی و درست نویسی است برای همین این همه عنوان داستان و رمان می آید و غالبا دوام پیدا نمی کنند و یکی ازاشکالهای اساسی آنها این است.تسلط و غوطه خوردن درمتون کلاسیک بخصوص بخش ادبیات داستانی باعث شده ایشان یک تجربیات خاص نثرنویسی درکارهای داستانی پیدا کنند که یک ویژگی مختص خودشان است و یک جایگاه شایسته ای را پیدا کردند. ازطرفی ایشان همکار مطبوعاتی ما نیز محسوب می شوند که  برمی گردد به سالهای 59-58 که درآن زمان هنوز نشریات ادبی اینگونه منتشر نمی شد. همچنین درپنج شماره ازفصلنامه برج درتمامی مراحل درخدمت ایشان بودیم وبعد فصلنامه مس ویژه ادبیات هنر وبعد گفتگوهایی بود که تجربه دیگری ازنویسندگی ایشان است وازگفتگوهایی است که پس ازگذشت چندین سال هنوز اگرکسی بخواهد درباره جریان ادبی وروشنفکری معاصر تحقیق و پژوهش کند حتما نیاز دارد این سه را گفتگو را ببیند. نکاتی که درآن گفتگوهاست روشنگر مسایل بسیاری درآن دوره وزمانه است. حوزه دیگری از کار نویسندگی ایشان سفرنامه نویسی است که البته یک سفرنامه از چندکار ایشان که منتشرنشده چاپ شده وآن سفر به شوروی قبل ازفروپاشی است ودرآن زمان هم این بحث بلوک شرقحساس بود وبحث اوج تسلط جریاناتی بود که به شوروی نمی شد گفت بالای چشمت ابروست. ولی ایشان با شجاعت خاص مشاهدات خود را ازشوروی و وضعیت نویسندگان و دولتی شدن و خلاصه آنچه می گذشت درکتاب مفصلی نوشت که امیدوارم بعد ازسالها دوباره چاپ شود.    درادامه محمدعلی درباره اینکه چگونه محمدمحمدعلی شد می گوید: مثلا درطالع مادرمن این بود که تو صاحب فرزندی می شود که ازراه قلم نان درمی آورد حال این قلم چیست و جریان این قلم چگونه، خدامی داند؟ خاطرات من به آنجا می رسد که درکلاس پنجم با خواندن شعری برای معلم خود(محمود سنایی، شهرآشوب) سرنوشت من کاملا تغییرکرد و درکلاس هشتم که تازه قرار بود روزمادر درایران رایج شود به ما گفتند چهارهفته درمورد مادر بنویسید و من آنچنان داستان سوزناکی نوشتم که اشک همه را درآوردم و داستان من درسرکلاس، سرصف ومنطقه خوانده شد و پس از ویرایش و کپی ازآن ازمحافل مختلفی جایزه دریافت کردم و ازآنجا بود که به من گفتند تویک داستان نویس می شوی. درکلاس نهم که من تمام آرزوهایم دروالیبال و پینک پنگ  خلاصه می شد وعاشق ورزش بودم این کلاس را به طوری پشت سرنهادم که کلاس دهم دیگر دست به توپ نزدم و شدم محمدعلی که مسیرطولانی را طی کرده تا رسیده به جایی که  حالا می بینید.   اولین مجموعه داستان من با نام دره هندآباد گرگ داره بود ومن برای انتشار آن به تمام انتشاراتی ها سرزده بودم و با مخالفت همه آنها مواجه شدم تا آنکه دوستان من مرا به کسی معرفی کردند و ناشر به جای خواندن متن مقدمه ای بلند برای کتاب من نوشت و حاضر به چاپ آن نشد. سرانجام یک ناشر حاضر به چاپ کتاب شد وقرارشد سیصد جلد  حق التالیف بدهند، دوران بسیار بدی برای من بود و من این را گفتم برای جمع کثیری از جوانتر که درواقع اولین کتابهایشان را می خواهند چاپ کنند و امیدوارم که به روزوحال من نیفتند که روز بسیار بدی بود ولی بعدها به این فکر افتادم که اگر آن کتاب ابترو ناقص را درنمی آوردم کارهای بعدی را نمی نوشتم اگر چه این کار، کار زیاد خوبی نبود اما به عنوان یک شناسنامه برای من به ثبت رسید و درسال 56 هرکجا رفتم شناسنامه من محسوب شد وباعث شد عضوکانون نویسندگان شوم. هرکسی که مثل من سنی ازاو گذشته تجربه گوناگونی ازاولین کتاب دارد ولی اولین کتاب و تجربه من بسیار تلخ بود ولی بهرحال یک تجربه بود که باید پشت سرگذاشته می شد.   لادن نیکنام ، داستان نویس ومنتقد ادبی ،با خاطره ای ازمحمدعلی آغازکرد: من وجمعی ازدوستان درسالها پیش با آقای دکترجوادمجابی کلاس داستان نویسی، شعرخوانی ونقد ادبی داشتیم وقتی آقای مجابی دیدند به اندازه کافی درنقد ادبی به یک مرحله رسیدیم که می توانیم از یک نویسنده صاحب نام دعوت کنیم که کارهای ایشان را نقد کنیم، ازآقای محمدعلی دعوت کردند ودرآن موقع(1376) ایشان کتاب باورهای خیس مرده را به چاپ رسانده بودند. هرکدام ازما دوسه بار کتاب را خوانده بودیم و یک جزوه بسیار ضخیم ازنقاط ضعف و قوت آن تهیه کرده بودیم. هرکدام ازما نقد خودمان را کوبنده تر از نفر قبلی گفتیم وجای تعجب بود که آقای محمدعلی هربار لبخند عمیق تری روی چهره شان می نشست. ولی برای من آن چیزی که ماندگار شد قدرت تحمل آقای محمدعلی بود ووقتی همه حرفهای ما تمام شد ایشان گفتند بضاعت من درهمین حد بود. حالا که شما دارید شروع می کنید ببینم که چکار می کنید. اما به لحاظ فنی و ساختاری من مقاله ای مفصل در ویژه نامه اعتماد دربهمن ماه 1386 نوشتم که به صورت تخصصی به ساختار کتاب  مشی ومشیانه پرداختم . وچند ویژگی اصلی ازنوشته های ایشان را بازگو کردم. آقای محمدعلی با عطف توجه به متون کهن سعی می کند که این ذخیره را به پیش مردم مخصوصا جوانترها ببرد. مردم، نه ما که درکار ادبیات هستیم ویا مدعی انجام آن هستیم . ایشان دراین باور حرکت می کند که باید این ادبیات زنده شود و بین مردم راه یابد اگرما حافظه ی جمیع مردم را به واسطه ی این متون فرا بخوانیم چیزی را ازدست داده ایم . چیزی که ریشه ما درآن قرار دارد و ازآن تغذیه می کند. آقای محمدعلی دربخش زبان وادبیات کهن بسیار قوی است و به نظرمی رسد صرف ونحو جمله ها به شکل ساده است اما درعین سادگی برتسلط ایشان به زبان کهن تکیه دارد. وویژگی دیگری که سبب می شد آثارآقای محمدعلی به چاپ هفتم وهشتم برسد ادبیات کنش مند ایشان است وهمین ادبیات کنش مند باعث خوشخوان شدن نوشته های او می شود و دررمان برهنه درباد همین ریتمی که ایشان ضمن تاکید برعدم قطعیت حفظ کرده باعث شده که برهنه درباد یکی از خواندنی ترین کارهای ادبیات داستانی کشورما باشد.     محمدعلی سپانلو،شاعرمعروف معاصر، درادامه مراسم گفت: من محمدعلی را ازخیلی قبل می شناختم اززمانی که درکلاسهای هوشنگ گلشیری به صورت مستمرآزاد دعوت می شدم که بیایم داستان بخوانم و چهره های جدید را ببینم ازهمان موقع هم محمدعلی مرد شفاهی نبود، مرد کتبی بود. به طورکلی نویسنده واعظ خوبی نیست و درآن جلسات هم کارهای او مطرح بود محمدعلی یکی ازبهترین داستان نویسان معاصر است وازآنجا که بحث تجلیل ازاوست داستانی که هم ارزش تاریخی دارد و هم ارزش معنوی، قصه ای نیست جزقصه ی بازنشسته درمجموعه بازنشستگی. دراین داستان با  یک خشکی روبرو هستیم با کسی که شهادت می دهد دریک دوران که بعد ازیک سری تحولات مردها خانه نشین شده اند، طلاق ها صورت می گیرد ومردها اتوریته را ازدست می دهند و زن وشوهرها حالا دیگر ازصبح جلوی چشم یکدیگرند. محمدعلی نشان می دهد مردها نه تنها اتوریته روانی را ازدست می دهند بلکه اتوریته جسمی را نیز ازدست خواهند داد وبه نوعی بازگشت به خود است و به یک نوع بیگانگی حاصل ازوضع اجتماعی که محمدعلی این دوران را به خوبی توصیف کرده است. وماندگاری درتاریخ با این تحلیلها نمی ماند وآنچه می ماند قصه بازنشستگی است و بس.     سپس محمد قاسم زاده، نویسنده، می گوید: من محمدعلی را ازسالها قبل می شناسم و به نظرمن چیزی که درداستانهای محمدعلی وجود دارد رئالیسم درادبیات داستانی اوست. محمدعلی نویسنده رئالیستی است اما واقعیت این که بزرگترین آثار ادبی دنیا جنبه رئالیستی دارد. ویژگی دیگر محمدعلی این که او یک نویسنده ایرانی است با تمام مختصات آن و شاید به نظرعده ای او اصلا جهانی نویس نیست اما معتقد هستم که هرنویسنده بزرگی دروهله اول یک ملیت دارد و میهن او سکوی پرش اوست و تا اهل یک کشور نباشی و یک  ملیت نداشته باشی نمی توانی پرش کنی چراکه ادبیات تو برخاسته از ذهن ملت توست. اگربرای یک نویسنده درکشورخودش شناسنامه ای صادرنکنند درهیچ جای جهان شناخته نمی شود و شناسنامه نخواهد داشت با این حساب محمد محمدعلی یک نویسنده واقعا ایرانی است.    درپایان مراسم محمدعلی می گوید : من ازتمام برگزارکنندگان این مراسم تشکر می کنم و باید بگویم هرکدام ازما زاویه پنهانی داریم و هرکدام ازما دو زندگی داریم؛یکی آن زندگی که درشعر، قصه، داستان، نمایشنامه ، فیلمنامه است و مربوط به درون ماست که این شخصیت ها را چگونه و به چه نحوی درکنار یکدیگر بیاوریم و قسمت دوم زندگی خصوصی ما. بخشی که دراینجا به عنوان ادبیات شفاهی مطرح می شود همان 3/33درصد اززندگی ماست که ما با آنها طرف هستیم و همان خاطرات ماست و دربخش 3/33 درصد زندگی خصوصی ما آدمهایی هستند که به آنها بعد می دهیم که من محمدعلی این زندگی را پشت سرگذاشته و مسئله عین و ذهن را درکنارهم قرار می دهم و این درحالی است که مرا به عنوان یک نویسنده رئالیست معرفی می کند. ومن افتخارمی کنم یک نویسنده رئالیست بوده ام وهستم و خواهم بود. رئالیست چیز بسیار خوبی است و افتخار می کنم که دراین حوزه می نویسم. دراین مراسم که درتاریخ پنج شنبه 17مردادماه 87 درنشر ثالث برگزار شد علاوه برعلاقه مندان به ادبیات شفاهی و دانشجویان وهنرجویان رشته های هنری  چهره هایی چون سیروس ابراهیم زاده، احمد ابومحبوب، مریم آموسا، اسدالله امرایی، محمود حسین زاد، محمدعلی سپانلو، ناهید طباطبایی، فرزانه قوجلو، محمود معتقدی، محمدرضا اعلامی، میترا الیاتی و... شرکت داشتند.    درپایان جلسه محمدعلی سپانلو، شاعرنامدار کشور، لوح سپاسی ازطرف نشرثالث به محمد محمدعلی اهدا کرد. دراین لوح سپاس امضای جمعی از صاحب نامان عرصه ادبیات داستانی کشور آمده است.         رسانا شیر شکارـ فرنوش صمیمی

 

صفحه نخست | بیوگرافی | فهرست آثار | مقالات | نقدها وگفتگوها | گالری عکس | تماس | English